خرید بک لینک
در دفتر پنجم مثنوی، مولانا داستان مؤذن بدآوازی را نقل میکند که اصرار داشت در کافرستان اذان بگوید. هرچه دوستان و نزدیکانش برای منصرف کردنش کوشیدند، افاقه نکرد و مؤذن متعصب بالاخره با همان صدای زشتش موقع نماز به بانگ بلند در کافرستان اذان گفت. نزدیکان

برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 9:01

پیش نوشت : در تاریخ ۲۲ فروردین ماه ۱۳۹۶ در حدود ۵۰ کیلومتری جاده شیراز - زرقان درگیری بین اشرار مسلح و مامورین انتظامی رخ داد که در این درگیری متاسفانه بر اثر برخورد گلوله به قفسه سینه ستواندوم وظیفه مهدی ابراهیم پور وی مجروح و پس از ساعاتی در بیمارستان نمازی شیراز بر اثر شدت جراحت وارده جان باخت. در پی تفحص وسایل متوفی ۲ برگه کاغذ پیدا شد که در آن نامبرده از یابنده کاغذها خواسته بود مطلبی را برای

برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:51

پست قبلی شوخی یا سرکاری نبود؛ وقتی آن را مینوشتم قصد شوخی کردن یا سرکار گذاشتن نداشتم. امّا اینکه دقیقاً چه بود توضیح زیادی میطلبد چون برای خودم هم چندان روشن نیست. قدریاش کنجکاوی برای سردرآوردن از حس دیگران پس از مرگم بود، قدری تلاش برای نوشتن «داستانی» غمناک و البته تأثیرگذار، و مقداری هم شرح آرزومندی. تا اینجایش برایم روشن است. آنچه روشن نیست این است که چطور توانستم احساسات خوانندگان وبلاگم

برچسب: نویسنده: نیما پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:51

صفحه بندی